تبليغاتX

 

..:: paziraee ::..
 

طرح روی جلد آلبوم جدید اوهام از زرتشت سلطانی
طرح روی جلد آلبوم جدید اوهام از زرتشت سلطانی
گروه راک اوهام را می‌توان بدون شک پرسروصداترین و يكی از محبوبترين گروه‌های ایرانی بعد از انقلاب دانست. گروهی که سالها پیش با کاشتن «نهال حیرت»، حیرت آفرید و خود نهالی بوده که بعد از تولدش فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرده، سردی و گرمیهای زیادی را چشیده و درواقع از هموارکنندگان راهی بوده که گروه‌های نوپای راک در ایران به تدریج به آن قدم گذاشتند. حال اوهام با انتشار دومین آلبومش تحت عنوان «آلوده» نشان داده که «نهال حیرت» رویدادی یکباره نبوده و نهالیست همچنان رو به رشد. نوشته زیر حاصل گپی است طولانی با شهرام شهرباف، گرداننده اوهام و کسری سبکتکین، نوازنده گیتار بیس که اوهام را در تهیه این آلبوم جدید همراهی کرده.

شهرام احدی

(برای شنیدن گفتگو با شهرام و کسری و همچنین گلچینی از قطعات آلبوم جدید اوهام به پایان صفحه رجوع و فایل صوتی را کلیک کنید!)

************

آلبوم جدید اوهام به اسم «آلوده» با همکاری مؤسسه موسیقی بم آهنگ انتشار پیدا کرده، مؤسسه‌ای که با شروع فصل تازه‌ای از فعالیتهایش در کانادا به روزنه‌ی امید گروههای راک در ایران بدل شده که علیرغم محدودیتهای موجود در داخل کشور در تلاش عرضه کارها و حاصل زحماتشان هستند. به هر حال انتشار آلبومی جدید از اوهام، اتفاقیست که بسیاریها انتظار آن را میکشیدند.

چند سالیست که از تلاشها و دوندگ‍ی‌های پيگير اوهام برای كسب مجوز وزارت ارشاد و انتشار رسمی آلبوم «نهال حيرت» می‌گذرد؛ تلاشهايی كه بيثمر ماند و راهی برای گروه نگذاشت جز اينكه نتیجه کارهای خود را از طريق سايتش در اينترنت به گوش دوستداران و علاقمندان موسيقی راك برساند. اما چطور شد كه تا انتشار آلبوم دوم زمان زیادی سپری شد و اوهام اين كارهای تازه را به همان روال سابق بيرون نداد؟

به گفته شهرام مشكلات و درگيريهای يكی دوساله با وزارت ارشاد و همچنين پيش آمدن برگزاری چند كنسرت باعث تاخير در تهيه و انتشار آلبوم جديد شد، اما دليل اصلی اين تاخير را شهرام در جدا شدن بابك و شاهرخ دو پايه گذار ديگر اوهام از گروه می‌بيند:

«بعد از اینکه ما آلبوم «نهال حیرت» را از طریق اینترنت بیرون دادیم، بابک و شاهرخ از گروه جدا شدند و من تنها ماندم و برای اینکه دوباره آماده‌ی کار بشوم به مدت زمانی احتیاج داشتم تا هم به زندگی خودم برسم و هم برای ترکیب گروه جدیدی که می‌خواستم کار را با آن شروع کنم،‌ آدمهایی را که احتیاج داشتم پیدا کنم. بعد هم بخاطر یکسری مشکلات شخصی، که توی زندگی هر کسی هست، کمی کارها طول کشید. چون فرصت‌اش را نداشتم که بطور مدام و تمام وقت روی آلبوم‌ جدید کار کنم، بلکه مجبور بودم اینکار را در مقاطع زمانی مختلف انجام بدهم. گاهی می‌باید سه ماه بی‌وقفه کار می‌کردم و گاهی هم می‌شد که دو ماه نمی‌توانستم کار بکنم. همین قطع و وصل‌ها باعث شد کار طول بکشد. چندماه پس از اینکه آلبوم «نهال حیرت» تمام شد، برای آلبوم بعدی من دوباره شروع کردم به آهنگ ساختن. آنموقع فکر می‌کردیم شاید خیلی سریعتر بیرون بیاید و بعد از یکسال منتشر بشود. اما، به دلیل مشکلاتی که گفتم، طول کشید و در واقع می‌توانم بگویم این آهنگهایی که توی آلبوم «آلوده» هست چهارسال پیش ساخته شده و در طی ۲ سال گذشته هم ضبط شده است. از عید امسال هم، که شاید  ۷ـ۶ ماه یا کمی بیشتر از آن می‌گذرد، سخت مشغول کار بودم.»

از بین قدیمیترین قطعات آلبوم «آلوده» میتوان از قطعه «درد عشق» اسم برد که اولين ترانه آلبوم جديد اوهام است و نوازندگی قیچک را در آن رضا آبایی برعهده داشته است. يكی ديگر از اين قطعات قديمي، ترانه «غم دله» است كه اگر چه قسمتهای مختلفی از آهنگسازی آن به سه چهار سال پيش برميگردد، اما اسكلت و بدنه اين آهنگ و حتی نوع خوانده وكال هم تغييراتی كرده و دوباره ضبط شده است.

برخلاف آلبوم «نهال حيرت» كه تمامی اشعار آن از حافظ بود، اينبار شعر سه قطعه از ۱۲ قطعه آلبوم جديد اوهام از رومی است. شهرام سال گذشته در گپ مفصلی كه با او بعد از كنسرت گروه در برلين داشتيم، گفته بود كه خودش هم دارد سرودن ترانه را تجربه می‌كند و قصد دارد که روی شعرهایش كار كند. چطور شد كه اين قضيه تحقق پيدا نكرد؟

«این ایده‌ای بود که روی آن کار می‌کردم و خودم به آن علاقه داشتم. اما با ضبط ‌شدن «نهال حیرت» متوجه شدم کاری را شروع کرده‌ایم که نمی‌توانم  بسرعت کنار بگذارم. چون آلبوم اول بود و می‌خواستند بشنوند که باز چه کارهای دیگری می‌شود کرد، چه موزیکهایی می‌شود تولید کرد و احساس می‌کردم برای استفاده از شعرهای حافظ و بقیه شاعرها یک آلبوم کم است. چون نمی‌خواستم کسی فکر بکند از سر اتفاق بوده و یا شاید هم از این راه مجوزی به ما بدهند. برای این نبوده است. آن چیزی که در ذهن خودم بود، اینکه حداقل سه‌تا آلبوم با شعرهای حافظ و رومی ضبط بکنیم و بعد که این سه‌تا تمام شدند، آنموقع می‌توانم بگویم که خوب، حالا یک کار جدید شروع کنم با شعرهای دیگر. در واقع می‌خواهم این مجموعه تمام بشود، بعد بروم سراغ کارهای دیگر.»

البته با توجه به شمار زياد شاعران صاحبنام كلاسيك، اين سوال مطرح می‌شود كه چرا حافظ و رومی و نه خيام، سعدی و عطار و يا شاعرانی ديگر؟

«این دیگر برمی گردد به فاکتورهای شخصی، اینکه چقدر آدم آن رابطه را دارد و با آن شکل چه جوری ارتباط برقرار می‌کند. آن چیزی که از اول در ذهن من بود، اینکه شعرهای حافظ باشد که بعد از مدتی متوجه شدم شعرهای رومی هم خیلی قشنگ است و اصولا موقعی که می‌خواستم انتخابشان کنم به اینصورت نبود که بنشینم و بگویم که این تعداد را از شعرهای حافظ می‌خواهم و این تعداد را هم از شعرهای رومی. این شعرها را خودم به‌تنهایی و بدون موزیک می‌خواندم، بعد می‌دیدیم که با کدامیک از آنها می‌توانم  ارتباط برقرار کنم. آنهایی را که به‌دلم می‌نشست انتخاب می‌کردم که بعد از آمدن آهنگ روی آنها، بصورت یک آهنگ کامل دربیاید. در درجه‌ی اول بطور کلی گیرایی‌اش برای من ملاک بود. یعنی آن حس وحالی که از خواندن آنها به آدم منتقل می‌شد در درجه‌ی اول قرار داشت، بعد توی آنها دقیق‌تر می‌شدم که کدامشان آن خصوصیاتی  را دارند که من به دنبالش هستم. اما در درجه‌ی اول آن حالت کلی، آن مود شعر مرا جذب می‌کرد که وقتی توی آن شرایط روحی خاص بودم،‌ می‌دیدم که این شعر همان حس و حالی را بیان می‌کند که من بدنبالش هستم.»

نام تقریبا تمام آهنگهای اوهام، چه در آلبوم «نهال حيرت» و چه در آلبوم «آلوده»، از خود شعر گرفته شده و شهرام به گفته خودش، سعی کرده که از آن قسمتی که به گمانش حرف اساسی شعر در آنجاست اسمی انتخاب بکند، با توجه به اینکه بتواند آن مود و آن حالت آهنگ را کامل توصیف کند و وقتی عنوانها کنارهم قرار می‌گیرند و به شکل آلبوم درمی‌آیند، اسامی نامفهومی نباشند و گیرایی و جذابیت خودشان را داشته باشند.

همانطور كه در پيش اشاره شد، اوهام برای آلبوم جدیدش عنوان «آلوده» را انتخاب کرده که با یکی از قطعات این آلبوم هم اسم است. اما چرا آلوده و اصلا آلوده به چه؟

«فکر می‌کنم، در این مورد اصلا نباید صحبت بکنم. چون هدف هم از انتخاب این اسم برای آلبوم همین بوده است تا هرکسی برداشت و درک خودش را از این کلمه داشته باشد. من همیشه با موزیک و موضوعهایی کار کرده‌ام که تک‌بعدی، تک‌منظوری و تک‌معنی نبودند. به نظر من، هرکسی می‌تواند از معانی واژه‌ها بنا به درک خود، نوع زندگی‌ و فرهنگی که دارد، تعریفی داشته باشد. در مورد اسم «آلوده‌» هم همینطور هست. هرکسی بطور قطع به نوعی آلوده‌ی زندگی‌ست، اینکه حالا کجا زندگی می‌کند در کدام کشور است اهمیت ندارد. به نظر من دراینمورد بیشتر از این هم نمی‌شود صحبت کرد، چون همه بنوعی آلوده‌ی چيزهایی شده‌اند، مثل کار و یا چیزهایی دیگر. من می‌خواستم اسمی باشد که توصیف حال همه‌ی ما را بکند.»

ناگفته نماند که در قسمتهايی از آهنگ «آلوده» سازهای كوبه‌ای به ویژه ساز دف جلوه و جذابيت خاصی به قطعه داده‌اند. در تنظيم ترتيب قطعات آلبوم سعی بر آن بوده که ريتم و جهت خاصی رعایت و حفط شود، چون به عقيده شهرام اگر ترتیب‌های پخش شدن این آهنگها عوض بشود، کاملا می‌تواند حس‌ها و حالتهای مختلفی هم بوجود بیاورند:

«کاملا به این فکر بودم که آمدن این قطعات پشت سرهم چه صدایی خواهند داد و حتا موقع میکس کردنشان هم فکر این بودم که این آهنگ که دارد بعد از آن آهنگ پخش می‌شود شاید از لحاظ صدایی احتیاج باشد که یک کمی میزان و شدت صدا کمتر یا بیشتر بشود تا یک حالت خاصی را بدهد. در موردش فکر کردم، اما نظمی به آنصورت نبوده که الان مثلا بگویم یکی اینطور و یکی هم آنطور. بیشتر بر اساس آن مودی بود که داشتم، اینکه این موزیکها چه جوری می‌توانند روان پخش بشوند.»

آلبوم «آلوده» دومين آلبوم اوهام است. معمولا هر گروه و يا پروژه‌ای با گذشت زمانه با تجربه تر و پخته تر عمل می‌كند و قدمی به جلو برميدارد. اما خود بچه‌ها پيشرفت اوهام و تفاوت دو آلبوم را در چه می‌بينند؟

به گفته شهرام «یک چیزهایی برمی‌گردد به آن دید و قضاوت عمومی که باید همه آن را گوش کنند و بگویند چه تفاوتی کرده است. چون من واقعا توی یک قسمتهایی نمی‌توانم قضاوت کنم که این تغییرات چه جوری بوده است، خوب بوده یا بد، بخاطر اینکه من مرتب کار می‌کردم و گوشم به این آهنگها دیگر عادت کرده است. ولی از بعد و دید تکنیکال و قسمت آهنگسازی خودم حس می‌کنم که نسبت به «نهال حیرت» بهتر شده است. یعنی خیلی کارها بوده که ما بار اول توی «نهال حیرت» بصورت آزمایشی انجام دادیم، چه در زمینه‌ی آهنگسازی، چه در زمینه‌ی ضبط‌ و حتا میکس و بقیه کارهایش. اینبار یک کمی استانداردها مشخص تر بود، یعنی من خودم می‌دانستم که دقیقا چیکار باید بکنم و با این موزیک به کجا می‌خواهیم برسیم. من فکر می‌کنم، نقطه‌ی قوت اصلی‌اش در آهنگسازی بوده است و از دید شخصی خودم احساس می‌کنم با همان مواد اولیه که در دست داشتم، توانستم آهنگهای منظم‌تر و بهتری بسازم.»

و كسری هم كه نوازندگی قسمتهای بيس قطعات اين آلبوم را برعهده داشته، معتقد است: « اگر بخواهی مثلا به این دو آلبوم (نهال حیرت و آلوده) تا صدنمره بدهی، حالا ۱۰۰ می‌تواند نمره‌ای باشد برای چیزی که پرفکت است و کاری نداریم به شرایطی که توی ایران هست، اگر من بخواهم مثلا به کاری که توی آلبوم اول انجام شده نمره‌ی ۳۰ یا ۴۰ بدهم، به این آلبوم حداقل نمره‌ای حول و حوش ۷۰ خواهم داد. اولا وکالهای موزیکش نسبت به قبل خیلی بهتر شده است که من خیلی خودمانی به شهرام گفتم سوراخ دعا را گیرآوردی و فهمیدی چیکار باید بکنی با داستان که صدای خوبی از وکال‌ات بگیری. به نظر من وکال آلبوم قبلی‌اش خوب نبود، ولی اینجا خیلی بهتر شده است. در واقع با وکال برخوردی دیگر کرده، یکمقداری حالت ساوندافکت دارد. یعنی آدم احساس می‌کند یک جزیی از بقیه‌ی سازهایی است که در قطعه شنیده میشوند. شاید حتا خیلی‌جاها آدم تمرکزش را روی شعر داستان نگذارد و آنرا مثل ساز بشنود، مثل گیتار، درامز یا هرچیز دیگری که توی موزیک هست. برای همین، به نظر من وکال خیلی بهتر شده و در آن طیف موزیک قرار گرفته است و دوم اینکه آن سیتسم ساوند اینجینیرنگ و پرداکشن داستان که به نظر من بطرز مخصوصی نسبت به قبل بهتر شده است. از نظر ایده‌ی موزیکها، رنگ کلی داستان شبیه اصل قضیه است، ولی متنوعتر. من خودم به شهرام گفته بودم و هنوز هم می‌گویم، به نظر من جای پای خیلی‌ها توی آلبوم اولش بود. خودش هم می‌داند، من هم می‌دانم و همه‌ی‌مان هم می‌دانیم. اما توی‌ موزیک آلبوم «آلوده»آن اصالت و اروژینال بودن داستان بیشتر شده است، و به خودش هم برمی‌گردد و نه به کسی دیگر. چون بهرحال هرکسی توی کارهای اولش دارد استارت می‌زند و سعی می‌کند بیشتر تجربه کند. اما، من احساس می‌کنم که شهرام به آن پختگی که می‌باید برسد، حداقل الان رسیده است.»

استفاده متفاوت از وكال در آلبوم «آلوده» در مقايسه با قطعات نهال حيرت، بخوبی محسوس است و و شهرام هم خود درباره اين تفاوت می‌گوید: «اتفاقا شاید این یکی از کارهایی بود که سعی کردم توی این آلبوم برای بار اول در کارهای خودم انجام بدهم. یعنی «نهال حیرت» را طوری خوانده بودم که خیلی ریتمیک‌تر و خیلی منقطع‌تر بود و در عین‌حال، یک جاهایی شاید صدای وکال خواننده از موزیک جدا می‌شد و کاملا آن کلمات واضح به گوش می‌رسیدند. ولی اینبار سعی کردم، بااینکه توی بعضی از آهنگها شعر خیلی واضح است، یکجاهایی هم با موزیک پشت و بک‌راندش مخلوط بشود و زیادی جدا نشود و حتا یکجاهایی آنقدر برایم مهم نبود که شاید این کلمه شنیده نشود، ولی آن حالتی که آن صدا به موزیک می‌داد، به نظرم، آن حالتش جذاب بود.»

حال نیم نگاهی میاندازیم به سازبندی و رنگ آميزی قطعات آلبوم آلوده كه درآنها مثل آلبوم «نهال حيرت»، از سازهای سنتی هم استفاده شده، البته اينبار به شكلی ديگر. به گفته شهرام، در كارهای جديد اوهام سعی شده كه فقط سازهای ايرانی به كار گرفته نشوند، بلكه كلا فضايی شرقی و ايرانی به وجود بياد:

«خوب، یک تغییر اساسی‌ که اتفاق افتاده،‌ اینست که توی آلبوم اول، «نهال حیرت»، ما خیلی سعی کردیم که با میکس کردن و آوردن سمپل‌ها و صداهای سازهای ایرانی به حالت ایرانی‌اش خیلی وسعت بدهیم و تا آنجایی که می‌توانیم حالت شرقی و ایرانی خودش را داشته باشد، که البته خوب هم بود، اما یک جاهایی مشکل‌ساز بود و بازنوازی آنهمه صدا بصورت زنده یا موقع اجرا کردن کنسرت خیلی سخت بود. چون از صداهای خیلی زیادی استفاده شده بود و در عین حال تعداد زیادی نوازنده می‌طلبید که بخواهند آن سازها را بصورت زنده اجرا کنند. اما اینبار سعی کردم آن باری را که آن صداها بدوش می‌کشیدند، به‌عهده‌ی خود آهنگساز و خود آهنگها باشد. به اینصورت که آن آهنگ، حتا، بدون داشتن ساز ایرانی خاصی، مثل سه‌تار، کمانچه یا هرچیز دیگری، ایرانی و شرقی صدا بدهد. یعنی سعی کردم از یک بعد عمیق‌تری ایرانی و شرقی برخوردار بشود و خیلی متکی به ساز ایرانی نباشد و تنها به صرف اینکه یک دف یا سه‌تار توی‌ آن هست ایرانی شنیده بشود، بلکه خود آن آهنگ موقعی که شنیده می‌شود یک اثر شرقی بر ذهن شنونده‌اش بگذارد.»

براستی هم بايد گفت كه اين دو بعد و قطب، در آلبوم جديد اوهام به هم نزديكتر شده‌اند و بافت اين تلفيق شکلی طبيعيتر و منسجمتر دارد، از جمله از طريق توليد فضا و حس و حالی ايرانی و شرقی با استفاده از سازهای معمول موسيقی راك، مثل گيتار و يا كيبورد. يكی ديگر از آهنگهای جالب آلبوم «آلوده» قطعه‌ای است به اسم «بشنو از ني» كه شعرش برخلاف تصوری كه آدم شايد در لحظه اول داشته باشد، از مثنونی مولوی نيست، بلكه از حافظ است و اين عنوان از خود شعر انتخاب شده. اما نكته درخور توجه در اين قطعه چيز ديگریست و آن استفاده از يكی از ريتمهای ناب و بسيار محبوب موسيقی ايرانی است: ريتم شش هشت كه گذشته از موسيقی سنتي، بيش از همه در موسيقی پاپ ايراني، به خصوص موسيقی پاپ توليد شده در لس آنجلس به گوش می‌رسد و در خيلی از موارد هم شكلی مبتذل پيدا كرده، اگر چه اين ابتذال نه از خود ريتم كه از نوع برخورد و بكارگيری آن سرچشمه می‌گيرد. ريتم شش هشت که  شاید در موسیقی بلوز بیشتر به کار رود، از ریتمهای بسیار معمول موسيقی راك نيست. شهرام خود درباره قطعه «بشنو از نی» و ریتم آن میگوید:

«مقدمه‌ی آن آهنگ آنجوری که شروع می‌شود، اگر دقت بکنى، مثل اینست که موزیک را داری از رادیو می‌شنوی. انگار کانال یک رادیو را پیدا کردی و آن موزیک هم دارد پخش می‌شود، اما بعد خود موزیک که شروع می‌شود آن حالت اصلی خودش را می‌گیرد. من در درجه‌ی اول می‌خواستم آن کنتراستی که این دو باهم دارند خیلی واضح مشخص بشود، آن تناقضی که این دو چیز با هم دارند. یعنی یک موزیکی که آنقدر سطحی است و دارد از توی رادیو پخش می‌شود، همان را، همان ریتم را می‌شود یکجور دیگری هم اجرا کرد و آنقدر سبک و ساده، چیزی که در اولین وهله به ذهن هرکسی خطور می‌کند،‌ نباشد. یکخرده پیچیده‌تر باشد و در عین حال بتواند آن شعر را با خودش حمل بکند.»

اوهام برای اجرای آهنگها و تهيه آلبوم جديد از نوازنده‌های مختلف استفاده کرده كه هرکدام در یکسری از قطعات شهرام و اوهام را همراهی کرده‌اند. تنها کسی که در تمام قطعات همکاری داشت، کسری سبکتکین بود که بیس لاین همه‌ی قطعات را زد. اما خود كسری سهم خودش را در اين آلبوم چطور می‌بيند؟

«باید بگویم که من فقط نوازنده بیس بودم. اگر بخواهم راستش را بگویم، من کار بیشتری نکردم. چون تقریبا همه‌چیز مشخص شده بود. البته یکسری چیزها در طول همان مدت مشخص شد، و می‌توانم بگویم که توی پرداکشن داستان یا توی کل داستان و اینجور برنامه‌ها نقش خاصی نداشتم و فقط بیس‌لاین زدم. البته شاید شهرام بهتر بتواند توضیح بدهد، ولی یکجاهایی یک چیزهایی اضافه شد که انتظارش نبود،‌ که آنهم بخاطر بیس‌لاین بود. یک اتفاقاتی افتاد، حالا هرچند کوچک، که قرار نبود توی آن موزیک بیفتد. اما شاید آن از ایده‌هایی‌ست که توی موزیک به آدم مزه‌ی بیشتری می‌دهد، منتها، خوشبختانه، چون هم شهرام و هم من یکمقداری دید مشابهی از این داستان داشتیم، حالا او بیشتر و من کمتر، یکجاهایی ناخودآگاه دقیقا آن چیزهایی که او دنبالش می‌گشت، من به ذهنم می‌رسید و می‌گفتم. البته توی آن قسمت‌های کارهای خودم که بیس‌لاین باشد. و شاید شهرام اول کار پیشنهادهایی برای داستان داشت، ولی بعد دید پیشنهادهایی که من می‌دهم خیلی بهتر کار می‌کند و بلعکس. خوشبختانه چیزی که وجود داشت، اینکه ما هیچوقت با همدیگر هیچ جر و بحثی یا مشکلی توی این کار نداشتیم که آنهم یک دلیل واضحی برای من داشت و اینکه هدف هردوی‌مان در نهایت یکی بود و سلیقه و دید جفت‌مان هم نسبت به این داستان یکی بود. شاید بتوانم بی‌اغراق بگویم، در میان کسانی که تا حالا توی ایران با آنها کار کردم، کسی که دید درستی به تولید موزیک داشته شهرام بوده است. چون من با هرکسی که کار کردم، واقعا می‌گویم، شاید ساعتها مجبور می‌شدم سر یکسری از این چیزها وقت بگذارم و بحث بکنم و یکسری چیزهایی که در عمل به آنها رسیده بودم، تازه بیایم و به دیگران بقبولانم.»

البته شهرام نقش كسری را بيش از يك نوازنده بيس می‌داند میگوید:

« به نظرم کاری که کسری با بیس‌اش روی این آهنگها انجام داد فوق‌العاده بود و بدون اینکه، همانطوری که گفتی،  قصد مقایسه داشته باشم و بگویم که بهتر یا بدتر بوده، ولی هرکدام در آن لحظه که برای موزیکی نواخته می‌شده است، به نظر من یکجوری کامل و بی‌نقص بود. «نهال حیرت» آنموقع عالی بود، آن سازبندی و نوازندگی، واین دفعه هم باز جور و یکدست شده است. بخاطر اینکه تمام این آدمهایی که من پیدا کردم، قبل ازاینکه براساس نوازندگی و قدرت تکنیکال نوازندگی‌شان باشد، اول براساس آن رابطه، دوستی و ارتباطی بوده که من با آنها داشتم و می‌توانستم با آنها موزیک بزنم. گرچه همه‌ی آنها موزیسین‌های عالی و فوق‌العاده تکنیکی هم هستند. اما می‌خواهم بگویم که مهم برای من این بوده که چقدر می‌توانم با آنها ارتباط  برقرار بکنم. چون وقتی آن ارتباط برقرار می‌شود، واقعا همه چیز از این رو به آن رو می‌شود و خیلی کارهای بهتری می‌توانی انجام بدهی. در مورد این آلبوم کسری کارش عالی بود و خیلی جاها، حتا، چیزهایی به موزیک اضافه کرد که من اصلا پیش‌بینی نکرده بودم. کسری یکجایی حتا به تنظیم کار نزدیک شد و یک تغییراتی در آن دادیم. بخاطر اینکه با آن ایده‌های که داشت، یعنی آن ایده بقدری خوب بود که من آن قسمت موزیک و آهنگ را دوباره تنظیم‌اش کردم که با ایده‌ی کسری هماهنگی به وجود بیاید. چون احساس می‌کردم با این ایده‌ای که دارد چقدر می‌تواند باعث یک جهش در خود موسیقی بشود. توی خیلی از آهنگها اینکار را کرده است و فکر می‌کنم تمام کسانی که کارهایش را شنیده‌اند، می‌دانند که چه موزیسین عالی‌ای هست و بقول معروف مثل روز روشن است. من همیشه برای ضبط آهنگهایم، با اینکه با یک ایده‌ای می‌آمدم توی استودیو، ولی هیچوقت ایده‌ی بسته و فیکسی در کار نبوده و در واقع تا لحظه‌ی آخر می‌دانستم  که ممکن است خیلی تغییرات خوبی بوجود بیاید و این بسته به آن مودی‌ست که من و موزیسین‌ها توی آن هستیم. هیچ چیزی فیکس نبود. شاید آکوردها، آهنگها و نت‌ها مشخص بود، ولی دست همه باز بود که هرکاری که می‌خواهند و فکرمی کنند که خوب است انجام بدهند که بعد از توی آنها انتخاب می‌کردیم. در مورد کسری هم اینجوری بود. یعنی با اینکه از اسکلت آهنگ پیروی کرد، ولی خیلی جاها چیزهایی اضافه کرد که حتا آهنگسازی قطعات را هم تحت الشعاع قرار داد. یعنی شاید با عوض کردن چندتا نت ساده‌ی بیس باعث شد که همان آکوردها و نت‌ها یکجور دیگری شنیده بشوند، خیلی عجیب‌تر و قشنگ‌تر.»

شهرام كار اوهام را به شکل گروه سه‌نفره با همراهی بابک و شاهرخ شروع کرد، البته اوهام در این سالها فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده و با توجه به كنار كشيدن بابك و شاهرخ، می‌شود گفت که شهرام این پروژه را در اين دوران اخير بصورت سولو پیش برده. طبيعيست که اینگونه فعاليتهای انفرادی محاسن و معايبی هم دارد و به گفته شهرام:

«در وهله‌ی اول، بودن با یک بند یا چند نفری که بطور مدام با همدیگر هستند را به مراتب ترجیح میدهم، محاسن خیلی زیادی دارد و نتیجه‌اش هم در موزیکی که تولید می‌شود کاملا واضح است و آن انرژی و آن ارتباطی که آدمها با هم دارند، نتیجه‌اش را توی موزیک نشان می‌دهد و مخصوصا توی کنسرتها این حالت بیشتر به چشم می‌خورد. در واقع آن وحدت و آن همبستگی که آن نوازنده‌ها با هم دارند و آن ارتباط روحی‌شان باعث می‌شود که یک فضای خیلی خیلی بهتری بوجود بیاید. البته اینهم مهم است که در چه محیطی دارید کار می‌کنید. وقتی توی یک محیطی کار کنید که کار گروهی و تیمی مشکل ساز است و آدمها نمی‌توانند کنار هم کار کنند و بخاطر اختلاف عقایدشان و شرایطی که در آن زندگی می‌کنند، شرایط کاری، مالی، ارتباطات خانوادگی، وقتی توی آن شرایط هستند خیلی چیزها تحت الشعاع قرار می‌گیرد و شاید اگر آدم آن کار را هم انجام ندهد، کار اشتباهی باشد. بخصوص وقتی از یکطرف یک کسی مسئولیت‌های زیادی در زندگی دارد و از طرف دیگر هم دارد انرژی می‌گذارد برای چیزی که معلوم نیست به جایی برسد. مثل قضیه اوهام که با ندادن مجوز به ما آن مشکلات هم بوجود آمد. آن چیزی که باعث می‌شود کار گروهی از هم بپاشد،‌ همین هست. آن هدف برای همه مهم است، ولی هزاران مشکل ریز و درشت دیگر وجود دارد که باعث می‌شود آدمها نتوانند مسئولیت‌شان را در آن گروه درست انجام بدهند که در نهایت از هم می‌پاشد. کارکردن من بصورت تنها یک حسن داشته است، و آن اینکه میتوانستم آنجوری که دوست داشتم آهنگ بسازم و کارهایم را آنجوری که دوست داشتم تنظیم بکنم و انجام بدهم. اما یکی از عیب‌های بزرگش هم همین بود که شاید آن حس بند بودن و یک گروه منسجم بودن، در آن کسی که سولو کار می‌کند زیاد نباشد.»

آغازگر صحبتمان با اوهام شهرام بود و كلام آخر را واگذار كرديم به كسری كه در نگاهی كلی درباره آلبوم آلوده می‌گوید:

«یک اتفاق خیلی باحالی که به نظر من توی این آلبوم و شاید توی بیشتر قطعاتش افتاده، این است که اول که آهنگ شروع می‌شود اصلا آدم نمی‌تواند حدس بزند که بعد چه اتفاقی می‌افتد و یک پارادوکسی توی همه‌ی آهنگها هست. یعنی اول آدم یک روندی را می‌شنود و توی ذهن خودش یک چیزهایی را حدس می‌زند، بعد می‌بیند آن اتفاقی که می‌افتاد خیلی فرق دارد با آن چیزی که انتظارش را داشت. می‌دانی، آدم ناخودآگاه جا می‌خورد. یک حالت شک‌مانند جالبی توی داستان هست که قشنگ تغییر می‌کند و عوض می‌شود. خیلی تفاوت بالا و پایینی توی کار هست. و این موضوع برای خود من خیلی جذاب است و اینهم فقط و فقط برمی‌گردد به پرداکشن موزیک.»

البته با توجه به به این روند راکدی که موسیقی داخل كشور در اين دوران داشته، جذابیت‌ همكاری با اوهام برای كسری دو چندان بوده:

«دقیقا، چون توی یک موقعیتی بود که اینجا هیچ کاری انجام نمی‌شد. من خودم که هیچ کاری نمی‌کردم. مثلا مدتهاست که تقریبا دیگر آقا معلم شدم و فقط تدریس می‌کنم، حالا چه توی خانه، چه توی کنسرواتوار و اینها، و یکباره این یک اتفاقی بود و چه انگیزه‌ی جالبی که آدم آن نتیجه و بازدهی را که میخواهد، داشته باشد. در واقع خیلی اتفاقی بود، آنهم توی مدت کمی. دقیقا در موقعیتی بود که من خودم احساس می‌کردم خلاقیتم نسبت به مواقع دیگر خیلی بیشتر است، حالا بهردلیلی. برای همین، گفتم، در زمان خیلی کوتاهی انجام شد و نتیجه هم از آنچه همه‌ ما انتظارش را داشتیم بهتر شد. حداقل برای من که اینجوری بود و مطمئن‌ام و شک هم ندارم. اگر بخواهم خود بگویم، به نظر من کاری را که من توی آلبوم شهرام انجام دادم، بعنوان یک نوازنده بیس‌، ازکارهای قبلی‌ام خیلی پخته‌تر و کاملتر است، حتا فقط بعنوان یک نوازنده. بخاطر اینکه شور بیشتری در آن هست، با اینکه توی زمان کمتری هم انجام شد.»

در پایان لازم است که از ديگر نوازندهايی كه در كنار شهرام و كسری در تهيه اين آلبوم سهيم بوده‌اند، يادی بكنيم: شاهرخ ايزدخواه و كسری ابراهيمی به ترتيب نوازندگی گيتار الكتريك و درامز را برعهده داشتند. علی رحيمی در قطعات «آلوده»، «تهران» و «همه تزوير می‌كنن»د، نوازنده دف بوده، پاشا هنجانی در دو قطعه «ساقی» و «همه تزوير می‌كنند» نی نواخته، رضا آبايی در قطعه «درد عشق» نوازندگی قيچك را برعهده داشته و مونی سفيخانی در قطعه «طلعت تو» همخوان بوده. طراحی روی جلد آلبوم «آلوده» هم از زرتشت سلطانی است.

با سپاس از شهرام و كسری كه مهمان عصر شنبه بودند و با آرزوی موفقيت برای اوهام . ناگفته نماند كه گپ ما با شهرام پس از  تلاشها و تعويق‌های متعدد ميسر شد، چون در تهران سرش شلوغ بود و مدتی هم با توجه به آلودگی شدید هوای تهران چند روزی به شمال رفت كه متاسفانه در آن مدت هم امكان صحبت پيش نيامد تا اينكه گفتگوی ما موکول شد به بعد از برگشتنش به تهران. به هر حال خودش در پايان گپمان طولانی ما گفت: «تقدیر این بود که در هوای آلوده تهران در مورد «آلوده» با تو صحبت کنم.

نظرتان درباره آلبوم جدید اوهام چیست؟ با ما در تماس باشید و نظرتان درباره قطعات آلبوم آلوده را برای «عصر شنبه» بفرستید!

Balatarin ÏÇÛ ˜ä - ˜áæÈ ÏÇÊ ˜Çã Share/Bookmark
+ äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ ÏÑ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 æ ÓÇÚÊ 3:49 بعد از ظهر |
 
نیکول کیدمن در حال نمایش لباس مخصوص انجمن حمایت از زنان سازمان ملل در کنار ریاست این سازمان
روز پنجشنبه گذشته، نیکول کیدمن (Nicole Kidman) ستاره سینمای هالیوود بعنوان سفیر حسن نیت زنان انتخاب شد تا به کشورهایی که در آنها خشونت و AIDS وجود دارد سفر کند.

کیدمن که پیش از این بعنوان سفیر حسن نیت برای کودکان از طرف سازمان UNICEF هم انتخاب شده بود، در این رابطه می گوید : "امیدوارم که بتوانم برای مدت طولانی چنین کاری را انجام دهم."

نیکول کیدمن در سال 2002 جایزه اسکار بهترین بازیگر را بخاطر ایفای نقش در فیلم The Hours دریافت کرد.

او پیش از دریافت این مقام افتخار از طرف سازمان ملل، در سال 2005 در فیلم The Interpreter، یعنی اولین فیلمی که در ساختمان مرکزی سازمان ملل فیلم برداری شده بود نیز بازی کرده است.

هنگامی که مادر نیکول از این موضوع مطلع شد که قرار است دخترش به کامبوج سفر کند و به زنان آنجا کمک نماید بسیار خوشحال شد و طی تماس تلفنی از او خواست که نهایت سعی خود را برای خدمت به مردم بنماید.

کیدمن به خبرنگاران اعلام کرد که کماکان مسئولیت خود در UNICEF را بعهده خواهد گرفت اما طبیعی است که تا مدتی تمرکز خود را برای کمک به زنان در سازمان ملل قرار خواهد داد.

قرار است تا این ستاره هالیوود در سال جاری به کشورهای سودان، کونگو، لیبریا، افعانستان و کلمبیا سفر داشته باشد.

او می گوید : "برخی از دوستان از من سئوال می کنند برای چه این مسئولیت را پذیرفتی؟ اما من در مقابل معتقد هستم که فرصتهای بسیاری در دنیا وجود دارد که بتوان صلح و آرامش را به کشورهایی که درگیر خشونت هستند بازگرداند."
Balatarin ÏÇÛ ˜ä - ˜áæÈ ÏÇÊ ˜Çã Share/Bookmark
+ äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ ÏÑ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 æ ÓÇÚÊ 3:31 بعد از ظهر |

Schwarz , Fleming , Ranjbaran
عکس یادگاری از کنسرت 2002
سومین موومان از «آوازهای ابدیت» (برای سوپرانو و ارکستر) ساخته بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی مقیم نیویورک، در روزهای یازدهم و دوازدهم فوریه 2006 (برابر با 22 و 23 بهمن 1384) به وسیله ارکستر سمفونیک آلنتون (Allentown) در آمریکا اجرا خواهد شد. در این برنامه تامارا متیو Matthews) (Tamara به عنوان تکخوان با ارکستر همکاری خواهد داشت. در کنسرت علاوه بر اثر بهزاد رنجبران، سمفونی ششم (پاتتیک) از چایکوفسکی و پرلودهای لیست نیز اجرا خواهد شد.

در «آوازهای ابدیت» (Songs of Eternity) که برای نخستین بار در سال 1381/2002 توسط ارکستر سمفونیک سیاتل به رهبری گرهارد شوارتس (Gerard Schwarz) به اجرا درآمد، نُه بیت از رباعیات خیام که سالها مورد علاقه فراوان رنجبران بوده برای آواز و ارکستر نوشته شده است. رنه فلمینگ (Renee Fleming) ، خواننده نامدار سوپرانو، که این کار در اصل برای او نوشته شده نیز الهام بخش قسمت هایی از این اثر بوده است. یکی از دشواری های رنجبران در پدید آوردن این اثر، برگرداندن عینی واکنش احساسی خودش (به رباعیات) به صورت یک بیان فصیح موسیقایی بوده است. ولی برداشت های رنجبران در جریان گزینش نُه رباعی از میان صدها رباعی خیام برای ساخت «آوازهای ابدیت» دچار دگرگونی شد. وی می گوید:

«خیام در بسیاری از ارزش های فلسفی و اخلاقی، زندگی را مد نظر قرار داده است. ساخت اثر، مرا در حال و هوای یک سفر احساسی برای ابراز عشق، صلح و زندگی قرار داد. در نتیجه این اثر در واقع به حاصل کند و کاو شخصی من در رباعیات خیام بدل گشت...»

در «آوازهای ابدیت» یک موتیف چهار نوتی، روح آوازها را بدست می دهد که علاوه بر القای حس همبستگی، بیانگر یک نوع تضاد در میان آنها نیز هست. روزنامه سیاتل پُست اینتلیجنسر (Seattle Post Intelligencer) می نویسد: «قطعه در عظمت خود، ردپای تونال و همچنین نوانس های ظریف ارکستراسیون، به ساخته های مالر گریز می زند ولی اقتباسی در آن وجود ندارد. رنگ آمیزی و جلوه های دراماتیک این قطعه بسیار موفقیت آمیز بوده، بدون آنکه الزاما معنای دقیق واژه های رباعیات خیام را تداعی کند. »

بهزاد رنجبران، متولد 1334 در تهران، پس از دریافت دیپلم ویلن از هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران)، در سال 1352 راهی آمریکا شد. در آغاز در دانشگاه ایندیانا به تحصیل پرداخت و در نهایت از دانشگاه جولیارد در نیویورک موفق به دریافت دکترای آهنگسازی شد؛ مرکز آموزشی معتبری که اکنون در آن به عنوان استاد رسمی به تدریس اشتغال دارد. در سال های اخیر نه تنها بسیاری از آثار ارکستری، آوازی و مجلسی وی با ارکسترهای معتبر در کشورهای مختلف به اجرا درآمده، سه اثری که او با الهام از شاهنامه فردوسی به نام های «خون سیاوش»، «سیمرغ» و «هفت خوان» برای ارکستر بزرگ آفریده است به وسیله ارکستر سمفونیک لندن اجرا و صورت سی.دی در آمریکا و دیگر کشورها منتشر شد.

رنجبران از سوی شورای هنر ایالت نیوجرسی، «هنرمند برجسته» لقب گرفته و کنسرتو ویلن او نیز برنده جایزه آکادمی هنر آمریکا شده است که در اردیبهشت سال آینده با ارکستر سمفونیک دانشگاه جولیارد در نیویورک به عنوان کنسرتوی بخش مسابقه سالیانه جولیارد اجرا خواهد شد. وی در حال حاضر در حال ساخت یک کنسرتو برای پیانو و ارکستر به سفارش ژان ایو تیبودِ Jean-Yves Thibaudet (پیانیست نامدار فرانسوی) است که به زودی در ارواپا و آمریکا اجرا خواهد شد.

تامارا متیو که در کنسرت ارکستر سمفونیک آلنتون، «آوازهای ابدیت» را خواهد خواند فعالیت حرفه ای خود را از سال 1373/ 1994 با اجرای برنامه ای در کارنگی هال (نیویورک) آغاز کرد و چندی بعد برای اجرای آثار باخ جایزه نخست مسابقات مونیکای مقدس را به خود اختصاص داد و تا کنون افزون بر شرکت در جشنواره های گوناگون در سراسر جهان، با ارکستر سمفونیک فیلادلفیا، هیوستون و کلیولند نیز به عنوان تکخوان همکاری داشته است.

صفحه مربوط به اطلاعات این کنسرت

از پژمان اکبرزاده
Balatarin ÏÇÛ ˜ä - ˜áæÈ ÏÇÊ ˜Çã Share/Bookmark
+ äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ ÏÑ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 æ ÓÇÚÊ 3:28 بعد از ظهر |
King Crimson
King Crimson در دهه 70
راک مترقی یا همان Prog-Rock از انواع سبک موسیقی است که از سبکهای موسیقی اواخر ده 60 شکل گرفته است. زمانی که بیتلها آمدند، سعی کردند تا موسیقی راک سنتی را با سازهای کلاسیک و شرقی ادغام کنند. البته مشکل آنها این بود که الگو و غالب دقیقی نداشتند.

در همان زمان گروهای دیگری مثل The Niceو Moody Blues بطور حساب شده ای موسیقی راک را با موسیقی کلاسیک ترکیب کردند؛ و این حرکت را Early Progressive نامیدند که پل ترقی ای بود بین Psychedelic-Rock و Prog-Rock.

audio file King Crimson - Epitaph

خیلی از تاریخ نویسان موسیقی از King Crimson بعنوان اولین و حقیقی ترین گروه موسیقی Prog-Rock که اولین بار در فوریه 1969 برروی صحنه رفت، یاد می کنند. بلافاصله بعد از آنها گروههای Prog-Rock انگلیسی آمدند از قبیل Genesis ،Yes ،Jethrotull ،Palmer ،Emerson Lake و Pink Floyd.

کاملا" واضح است که King Crimson تاثیر بزرگی بر موسیقی راک گذاشت و واضحتر از آن گروههایی مانند Genesis، Jethro tull و صد البته Pink Floyd. آنها با اینکه قبل از King Crimson شروع به کار کرده بودند، بعد از او سبک موسیقی شان تغییر پیدا کرد به طوری که می توان گفت که نوع جدیدی از موسیقی را بوجود آورد.

audio file Genesis - I Can't Dance

Prog-Rock در اروپای مرکزی خیلی پرطرفدار بود و در حقیقت اولین نوع موسیقی راکی بود که در کشورهای ایتالیا و فرانسه متداول شد. مثلا" در کشور ایتالیا Premiata Forneria Marcani (PFM) و Le Orme و یا در فرانسه Ange و Magma. از گروههایی که نام برده شد تنها PFM بود که توانست بطور مشخصی در کشورهای انگلیسی زبان مطرح شود. تاریخ نویسان و طرفداران این نوع موسیقی سعی کردند راههایی را برای طبقه بندی Prog-Rock در ده 1970 پیدا کنند اما هرگز موفقیت قابل توجهی بدست نیاوردند.

Genesis
Genesis
The Canterbury Scene را می توان یکی از زیر مجموعه های گروه های Prog-Rock به حساب آورد و یا به عبارتی دیگر گروههایی از این قبیل گروههایی بودند که به اصطلاح بازاری و سطح پایین نامیده می شدند. اوج عامه پسند موسیقی Prog-Rock از اواسط ده 1970 شروع شد و آنزمانی بود که تعدادی از گروههای New World Prog تشکیل شده بودند، مثل Rush که کانادایی بودند، Kansas که اهل کانزاس و همچنین Dixie Dregs که اهل جورجیا بود.

audio file Moody Blues - Nights In White Satin

با پیشرفت Prog-Rock در اواخر 1970 نظرهای خیلی عامه پسند و انتقادی در انگلیس و آمریکا حرکت کرد به سمت ساده بودن بطوری که موسیقی خارج از تشنج و خشونت باشد. در اوایل ده 1980 اوجگیری در این سبک شروع به زنده شدن کرد، هنرمندانی مثل Marillian، Saga و Kate Bush گروههای دیگری در این دوره به سطح بالائی رسیدند که سبک بعضی از آنها New Progressive نامیده شد.

در همان زمان بعضی از گروههای Prog-Rock جهت حرکت موسیقی خود را تغیر دادند و شروع به استفاده از عناصر الکترونیکی کردند. در سال 1984 گروه Yes به طور غیر منتظره ای آهنگی را منتشر کرد با نام Owner of a Lonely Heart (صاحب یک قلب تنها) که شماره یک در جدول موسیقی آن زمان شد، که شامل افکتهای الکترونیکی مدرن در زمان خودش بود و آنقدر قابل دسترسی بود که در Disco ها هم پخش می شد. همین مسئله باعث شد که خیلی از طرفداران این نوع موسیقی ناراحت و نگران بشوند برای مسیری که در آن زمان برای خود در نظر گرفته اند.

audio file Yes - Owner of a lonely heart

اما در ده 1980 این موسیقی دارای فرم خاصی شد و آن را دیگر به اسم Progressive می شناختند. گروههای مانند King Crimson که شروع به سعی در پیشرفت، و مطابق کردن صدا و موسیقیشان بروز کرده بودند دیگر به آنها Progressive نمیگفتند. بعضی گروههای جدید که خود را Prog-Band می نامیدند شروع به استفاده از Mellotron های قدیمی کردند که بتوانند دوباره موسیقی Progressive اوایل ده 1970 بوجود بیاورند.

از نظر سبک از موسیقی راک Progressive بازگشت دیگری را هم در دوره 1990 زمانی که موج سوم این سبک از موسیقی بوجود آمد داشت، که باعث شد دوباره این موسیقی انرژی بیشتری بگیرد. گروههایی مثل The Flower King از سوئد، Porcupine Tree از انگلیس، Spocks Bread از آمریکا به چشم می خوردند.

نوآوری های موسیقی دانان فعال در این زمینه باعث شد تا Progressive Rock به نوع جدیدتر و جدیتری در عرصه موسیقی امروزی تبدیل شود، این راه و حرکت همچنان ادامه دارد
Balatarin ÏÇÛ ˜ä - ˜áæÈ ÏÇÊ ˜Çã Share/Bookmark
+ äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ ÏÑ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 æ ÓÇÚÊ 3:27 بعد از ظهر |

جلد کتاب «موسیقی و سازهای موسیقی نظامی»
دفتر پژوهش های فرهنگی در تهران، هفتمین اثر از مجموعه «فرهنگ و مردم» خود را به پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی در دوره قاجار اختصاص داده است. این پژوهش توسط علی بلوکباشی و یحیی شهیدی صورت پذیرفته است. این کتاب که در واقع، گزارشی است تاریخی، مصور و مستند درباره چگونگی شکل گیری و دگرگونی ها در موسیقی و نوع سازهای موسیقی در قشون قاجار، در ده گفتار تدوین شده است.

در گفتار نخست با عنوان «شکل گیری موسیقی علمی در تشکیلات نظامی ایران؛ از نقاره چیان تا مزقانچیان» ابتدا بر سیستم نت نویسی در موسیقی قدیم ایران مروری شده است و سپس به کوتاهی به اعمال محدودیت های فراوان برای موسیقی در دوره صفوی، ارزش موسیقی در جامعه قدیم ایران پرداخته شده و سخنان پژوهشگران و جهانگردانی چون اوژن فلاندن، مهدیقلی هدایت و برنو نتل در این زمینه نقل شده است.

گفتار دوم، «موسیقی نظامی ایران»، با درج پیشینه ای از موسیقی سپاهی و رزمی آغاز می شود که در آن اشاره شده: «بنا بر بعضی گزارش های تاریخی، رسم نواختن موسیقی نظامی در میان سپاهیان ایران، ظاهراً با نخستین سرودهای رزمی در دوره هخامنشیان آغاز شد. خواندن این سرودها به هنگام حمله سربازان کورش به سپاه دشمن در جنگ با آسوریان بود. از آن پس شاهان و فرماندهان نظامی ایران به هنگام پیکار با دشمن برای تقویت روحیه سپاهی رزمندگان به دسته های موسیقی دستور نواختن آهنگ های رزمی می دادند...».

در سومین گفتار، «شکل گیری موسیقی علمی در تشکیلات نظامی ایران» مورد توجه قرار گرفته است. در این بخش بر اساس آنچه جهانگردان بیگانه همچون کمپفر (Kaempfer) نگاشته اند اینگونه نتیجه گیری شده که موسیقی نظامی در ایران از دوران صفوی تا زمان سلطنت ناصرالدین شاه، همچون خود موسیقی ایرانی وضعیتی نابسامان داشته است.

در ادامه از گسترش روابط میان ایران و کشورهای اروپایی از زمان فتحعلی شاه قاجار سخن به میان آمده که به ورود استادان فرانسوی و ایتالیایی به تهران برای تدریس در رشته های گوناگون در دارالفنون همچون موسیقی انجامید. نویسندگان اشاره می کنند که البته پیش از ورود استادان موسیقی نظام از اروپا به ایران که آلفرد لومر چهره شاخص در میان آنان است، در ارتش «واحد موسیقی، آشفته و سازمان نایافته بود. نوازندگان از دسته های ایلی، محلی و قشرهای پایین جامعه بودند... هر یک از این افراد با یک ساز کوبی و بادی، آشنایی داشت. این افراد موسیقی را نسل به نسل از راه تقلید شفاهی آموخته بودند و در تشکیلات نظام سنتی ایران در دسته های موسیقی واحدهای نظامی با درجه های پایین خدمت می کردند...» سپس به نوازندگان ایرانی اشاره شده که برای تحصیل موسیقی راهی اروپا شده بودند و بازگشت آنها به کشور موجب پیشرفت این هنر در ایران گردید. همچنین این نکته خاطرنشان شده که از راه همین ارتباطات نظامی، طبعاً جنبه های دیگری از فرهنگ اروپایی به ایران وارد شد.

گفتار چهارم، «بهره گیری از دسته های موزیک نظام در حوزه های غیرنظامی» را مورد بررسی قرار می دهد. در مقطع زمانی مورد بحث، دسته های موزیک نظامی علاوه بر مراسم رسمی نظامی، در جشن ها، اعیاد و بارعام شاهانه نیز به اجرا می پرداختند و گهگاه برخی نغمه های ایرانی را می نواختند. اندک اندک درباریان و برخی ثروتمندان نیز در جشن های ملی و حتا عروسی ها نیز از دسته های موسیقی نظامی بهره بردند و ناصرالدین شاه نیز در سفرهای ییلاقی اش دو دسته موسیقی نظامی را همراه می برد و در نهایت پای این دسته ها به تعزیه خوانی های تکیه دولت برای نواختن مارش های عزا هم باز شد.

در گفتار پنجم از کتاب به «تاثیر استادان موزیک نظامی در موسیقی ملی و سنتی ایران» پرداخته شده است. در دوره مورد بحث، بسیاری از ایرانیان فعال در زمینه موسیقی نظامی با توجه به آشنایی شان به سیستم نت خوانی و نت نویسی غربی، شماری از آهنگ های ایرانی را هم برای اجرا با دسته های موسیقی نظامی آماده کردند که شاید کوششی بود برای دادن هویت ایرانی به این موسیقی که از غرب به کشور راه یافته بود. متاسفانه به دلیل غفلت و بی توجهی، تعداد زیادی از این آثار از بین رفته است. سپس به فعالیت شماری از استادان موسیقی نظامی در تهران برای تدریس سازهای غیرنظامی همچون ویلن و پیانو اشاره شده است. در این گفتار چندان به عنوانی که بر آن نهاده پرداخته نشده و موضوع تاثیر این موسیقی بر موسیقی ایرانی بسیار سطحی و کلی بیان شده است.

ششمین گفتار، ویژه «وضع موسیقی نظام» از پیش از سلطنت ناصرالدین شاه تا دوره فعالیت دانش آموختگان مدرسه موزیک (وابسته به وزارت معارف) است که همراه با متن، تصاویر و اسناد جالبی از شخصیت ها، حکم ها، نت برخی آثار و ... همچون نمونه گواهینامه پایان تحصیل کلاس موزیک دارالفنون، نمونه امضا و دستخط لومر، تصویر دسته موزیک قشون، متن حکم سالار معزز، نت بخشی از سرود ملی در زمان مشروطیت، مارش ملی ایران و ... به چاپ رسیده است.

در گفتار هفتم به معرفی سازهای ایرانی مانند سرنا، کرنا، نفیر و نقاره که در موسیقی نظامی به کاربرده می شده (همراه با نقاشی سازها) پرداخته شده است. با توجه به اینکه اصل این سازها موجود است و امکان عکسبرداری از آنها وجود دارد بهتر بود به جای استفاده از نقاشی، از عکس استفاده می شد. در ادامه همین مطالب، به شناساندن سازهای غربی رایج در دسته های موسیقی نظامی پرداخته شده است.

در گفتار هشتم عنوان تعدادی از نظام نامه های دوره قاجار که بیشتر بر پایه قوانین نظامی رایج در فرانسه و با نگاهی به روش نظامی رایج در قشون ایران تنظیم شده نگاشته شده و در گفتار نهم درباره «جای موزیکانچی ها در آرایش های نظامی» سخن گفته شده که ارائه شکل های مرتبط با موضوع به درک بهتر موارد یاری می رساند. گفتار دهم نیز دربرگیرنده اطلاعاتی درباره «شیوه کاربرد و حمل و نقل سازها» در دسته های موسیقی نظامی است.

در پایان کتاب نیز علاوه بر نمایه، دو پیوست آمده است؛ «بالابان» از علی بلوکباشی، «موزیک فرانسه در ایران» نوشته لوبرون-لونان که توسط یحیی شهیدی به پارسی برگردانده شده است. کتابنامه نیز در پایان هر بخش درج شده است.

«موسیقی و سازهای نظامی» در شمارگان 2100 نسخه، 270 صفحه و بهای 2900 تومان به دوستداران موسیقی ارائه شده است.

 

Balatarin ÏÇÛ ˜ä - ˜áæÈ ÏÇÊ ˜Çã Share/Bookmark
+ äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ ÏÑ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 æ ÓÇÚÊ 3:24 بعد از ظهر |
نقدی بر اختتامیه جشنواره موسیقی فجر
مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر، 19 بهمن در تالار وحدت برگزار شد و با وجود بارش برف تا بالکن سه تالار مملو از جمعیت بود. اولین گروه، کر کلیمیان بود که به اجرای برنامه پرداخت، این گروه همراه با یک پیانو قطعه کرال "آزادی" ساخته ارزشمند گلنوش خالقی را اجرا کرد که روی هم رفته هماهنگ و دقیق اجرا شد، هر چند شنیدن این قطعه با گروههای کر بزرگتر جذابیت بیشتری دارد.

پس از "آزادی" قطعه کرال خلیج فارس اجرا شد، این قطعه توسط رهبر گروه آقای امیل ملک ساخته شده بود. در قسمتهای بعدی سخنرانیهای مسئولین موسیقی از جمله سخنرانی وزیر فرهنگ ارشاد را شنیدیم.

سپس نوبت به قسمتی رسید که به قول مجری برنامه ظاهرا" قرار بود که مروری باشد بر 20 جشنواره گذشته موسیقی فجر، در حالی که حاضرین در این مراسم تنها شاهد فیلمی کوتاه و نه چندان گویا از جشنواره ها بودند آن هم نه کل 20 جشنواره گذشته که اکثر قسمتهای این فیلم گزیده های 3 تا 4 سال اخیر بودند و تنها چند صحنه از فیلمهای قدیمی در آن دیده می شد با این چند صحنه می شد آرشیو تالار و یا حداقل دسترسی اهل موسیقی را به آرشیو تخمین زد! آیا فیلم برنامه های زیبایی که در جشنواره های فجر گذشته اجرا شده به سرنوشت مجله های "آهنگ" دچار شده؟ (چند سال پیش یکی از پژوهشگران به سراغ آرشیو مجله "آهنگ" رفته بود که با وجود تلاش بسیار، موفق به جمع آوری کل آهنگها نشده بود)

پس از آن، کلیپ دیگری در مورد جشنواره بیستم پخش شد که باز در این فیلم هم تدوینگر محترم با انتخاب تصاویری کوتاه و در هم بر هم بیشتر باعث درهم ریخته شدن اعصاب تماشاگران شد. جالب اینکه تصاویر و موسیقی انتخاب شده برای هر دو فیلم تا حد زیادی با هم بی ارتباط بودند که این خود باعث شده تا کلیپها کمی جنبه طنز پیدا کنند.

در قسمت بعدی برنامه جوایز بیستمین جشنواره فجر به برگزیدان داده شده که این میان تقدیر از هنرمندان پیشکسوت ارکستر سمفونیک تهران حرکت زیبا و پسندیده ای بود که در جشنهای پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته بود؛ البته در حاشیه اضافه می کنم در این مراسم از مدیر موسیقی صدا و سیما بخاطر 26 سال ترویج فرهنگ موسیقی هنری و اصیل و غیره، تقدیر شد!

نوبت به اجرای موسیقی رسید؛ گروه موسیقی "نی نواز" به اجرای موسیقی همراه با رقص پرداخت که مخصوصا" اجرای رقص روی ریتمهای لنگ توسط گروه چشمگیر بود هر چند از هماهنگی بالایی برخوردارنبود. مثلا" سرنا نواز گروه به هنگام نواختن افشاری و سه گاه، چند نت را به طرز فاحشی کم و زیاد اجرا کرد. قسمت بعدی برنامه اجرای موسیقی و رقص گروه کردی "شیما" اختصاص یافت، برنامه این گروه هم جالب بود ولی رقصندگان با یکدیگر هماهنگی کاملی نداشتند. (ادامه دارد...)
Balatarin ÏÇÛ ˜ä - ˜áæÈ ÏÇÊ ˜Çã Share/Bookmark
+ äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ ÏÑ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 æ ÓÇÚÊ 3:22 بعد از ظهر |

معرفی نرم افزار افکت گيتار الکتريک Guitar FX BOX 2.6 بهمراه قابليت های اين نرم افزار 

1- Effect ( افکتها ):
   - Distortion ( تحریف کننده - منحرف کننده )
   - Echo ( اکو )
   - Pitch ( زیر و بم صدا )
   -
Auto Wah
   -
Env Wah
   - Reverb ( انعکاس )
   - Chorus ( همصدایی )
   - Tremolo ( لرزش صدا )
   - Compress ( به هم فشردن )
   - Phaser ( تغییر دهنده فار صدا )


 2- Tuner ( تیونر ) با امکانات:
   - خط نشانگر جهت کوک گیتار
   - نمایش عدد صحیح فرکانس اصلی
   - نمایشگر عددی فرکانس ورودی ( حاصل از گیتار شما )
   - Tuner Setup ( تنظیمات تیونر ) جهت تنظیم تیونر برای گیتار های غیر استاندارد

3- Files ( فایلها ): امکان اعمال افکتها بر روی فایلها صوتی

4- Keys ( کلیدها ): جهت تعریف کلیدهای میانبر برای دستیابی سریعتر به افکتها

فايل دانلودی: fxbox26.zip 509 KB
کرک برنامه:
GFxBox26_Patch.zip 1.35 KB


در مورد کرک برنامه يه مطلب مهم اينکه وقتی فايل زیپ شده را باز ميکنيد ، بايد فايل GFxBox26_Patch.exe را در دايرکتوری Program Files\Guitar FX BOX 2.6 کپی کنيد و سپس آنرا اجرا کنيد تا قفل برنامه باز شود

Balatarin ÏÇÛ ˜ä - ˜áæÈ ÏÇÊ ˜Çã Share/Bookmark
+ äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ ÏÑ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 æ ÓÇÚÊ 3:14 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM