(لئونارد كوهن) شاعر،خواننده و آهنگساز 68 ساله كانادائي را با نام (صداي طلائي) يا همان Golden Voice ميشناسند.گذشته از خلاقيت و توانائي هايش در زمينه موسيقي ، او در ادبيات معاصر كانادا نيز شاعري مطرح به شمار ميرود و طبيعي است كه ترانه هاي چنين شاعر /خواننده اي بايد هم از نظر محتوا و ساختار يك سر و گردن بالاتر از ديگران باشد كه واقعا هم هست . او در دانشگاه هاي ( مك گيل ) و (كلمبيا ) در رشته ادبيات انگليسي تحصيل كرده است و علاوه بر اينكه نوازنده اي چيره دست است ، با تئوري موسيقي نيز آشنائي كامل دارد.آنچه لئوناردو كوهن را به شخصيتي استثنائي در موسيقي غربي تبديل كرده است وسواسي است كه در كار خود به خرج داده و ميدهد. وسواسي كه اين روزها در كمتر خواننده ،آهنگساز و ترانه سرايي ديده مي شود.
پدر لئونارد تاجر پارچه بود يعني هيچ ربطي به هنر نداشت و البته لئونارد وقتي 9 ساله بود پدرش درگذشت.اما از آن طرف مادرش علاقه زيادي داشت او وارد هنر شود و شايد به خاطر همين تشويق ها بود كه لئونارد در 13 سالگي به سراغ گيتار رفت.
البته خودش حالا معتقد است كه (مي خواستم در آن سن و سال گيتار ياد بگيرم تا به نوعي جلب توجه كنم.)ولي تا آمد و خود را پيدا كند موسيقي دامنگيرش شد.او در نوجواني در رستورانهاي محلي با آهنگهائي كه اشعار را خودش ميسرود مشغول به كار شد و دست بر قضا با استقبال خوبي هم مواجه شد. و اين اسقبال او را به فكر وا داشت كه شعرش را با رفتن به دانشگاه پيگيري كند .دانشگاه مك گيل مونترال و ادبيات انگليسي شروعي بود كه لئونارد جوان را با دنيائي جديد پيوند داد، و در همان سالها به عضويت يك گروه موسيقي كانادائي اما كار در اين گروه كه شعر و تنظيم آنها با خودش بود خيلي موفقيت آميز نبود ولي او دست بر نداشت و به دنبال اين ناكامي او پذيرفت يكي از ترانه هائي را كه توسط خواننده ديگري در گذشته خواننده شده بود دوباره اجرا كند.استقبال مردم كانادا از بازخواني اين اثر بينظيربود و اين اثر هنوز كه هنوز است از بهترين كارهاي او به شمار ميرود.

